تبلیغات
majaziblog - شعر نو در جوی سحر می‌شویم جنون
majaziblog

شعر نو در جوی سحر می‌شویم جنون

جمعه 1 آبان 1394

نویسنده: winxclubmagicalcity magicalcity |

ترازوی بسیار کوچک
دوربین شکاری بایگیش

باران سکوت کاج را می شست در آخرین دیدارشان پیمانه های روشنی لبریز شب خویش را شعر: از پشت این شعر: چشم روشنی صبح، شاعر: محمدرضا شفیعی کدکنی

شعر عاشقانه مرز جنون اثر دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی تقدیم شما عزیزان

کلماتم را
در جوی سحر می‌شویم
لحظه‌هایم را
در روشنی باران‌ها

تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بی‌پرده بگویم
که تو را
دوست می‌دارم تا مرز جنون

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

تبلیغات : تجهیزات کوهنوردی

رنگ روشن بپاش به تمام دیوار هایی که در رُخُوت پاییز تب کرده اند! و به پنجره ها که مثل چشم هایت با جَذبه ای معصوم درگیر سکوتی سردند! دلنوشته:در کار چشمانت مانده

نظرات() 
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:08 ق.ظ
I’m not that much of a internet reader to be honest but your sites really nice, keep
it up! I'll go ahead and bookmark your website to come back later.
Cheers
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 06:48 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this website daily, this web site is actually good and the viewers
are really sharing fastidious thoughts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :